مرتضى مطهرى
53
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
گفتيم خروج از قوه به فعل اگر دفعى باشد حركت نيست ؛ اگر تدريجى باشد حركت است . غايت حركت قيد بعدى اين است : « على سبيل اتجاه نحو شىء » به نحو توجه به سوى چيزى ؛ يعنى نحوهء اين تبدل نحوهء توجه به سوى شىء ديگر است . اين نكتهء بسيار خوبى است و نظير آن نكتهاى است كه ارسطو در تعريف خودش گنجاند آنجا كه با آوردن « كمال اول » در تعريف حركت ، « كمال ثانى » را هم گنجاند . اين آقايان مىخواهند اينطور بگويند ( اين نكتهاى است كه خيلى بايد به آن توجه كرد ) كه در حركت غايت داشتن مقوّم ذات حركت است ؛ يعنى حركت بدون غايت معنى ندارد . در ميان امروزيها اصطلاحى هست كه مىگويند كميت بر دو قسم است : « كميت موجهه » و « كميت غير موجهه » . كميت موجهه كميتى است كه جهت دارد ، يعنى به سوى چيزى است و كميت غير موجهه كميتى است كه جهت ندارد و به سوى چيزى نيست مثل كميات هندسى . در مفهوم يك متر اين نيست كه جهت داشته باشد ، يعنى نفس اين كميت ، از آن جهت كه كميت است جهت ندارد كه از اين طرف باشد يا از آن طرف . ولى حركت كميتى است جهتدار و نمىتواند بىجهت باشد . به بيان ديگر « به سوى » در معنا و حقيقت حركت خوابيده است و آن چيزى كه حركت به سوى آن متوجه است همان است كه آن را « غايت » حركت مىنامند « 1 » .
--> ( 1 ) . مباحث غايات در باب علت و معلول كتاب اسفار گذشته است ولى به مناسبت بحث از غايت در مباحث حركت ، مرحوم آخوند در اينجا مىگويد : « كما ستعلم فى مباحث العلة الغائية » در حالى كه « ستعلم » نيست بلكه « مضى » است . در جلسهء اول عرض كرديم كه اين بىنظمىها در كتاب اسفار فعلى وجود دارد و اين دليل بر اين است كه اين نظم موجود را خود مرحوم آخوند نداده و اسفار در ابتدا به شكل ديگرى بوده است . خيلى از مطالب را مىگويد گذشت و حال آنكه در آينده مىآيد و خيلى از مطالب را ، از جمله در اينجا ، مىگويد كه در آينده مىآيد در حالى كه گذشته است . در مباحث حركت ، اشارهاى به اين مسئله كه حركت غايت دارد خواهد شد كه در آنجا مفصل بحث مىكنيم .